دیشب بی خوابی زده بود به سرم.هر کاری کردم که بخوابم نشد.

بلند شدم و پاورچین ،پاورچین اومدم تو هال،نشستم به کتاب خواندن. چه لذتی داشت در آن سکوت کتاب خواندن.

۷۰صفحه از کتاب «حرامزاده استانبولی »باقی مانده بود. خواندم . پایان بسیار خوبی داشت.

قلم الیاف شافاک را دوست دارم. حس زنانه اش را هم دوست دارم.نگاهش به زندگی،انتقام،گذشت و عشق.

چه خوب که بی خواب شدم.تمام امروز حال خوبی داشتم.