قدم های سبز
من به ورزشگاه رفتم.
من به ورزشگاه رفتم البته نه امروز برای تماشای فوتبال ایران و کامبوج.من ۳۰ سال پیش به ورزشگاه رفتم.ان روز را کاملا به یاد دارم.۱۳ آبان بود.یک روز بارانی.
ازطرف مدرسه برای حضور در مراسم روز دانش آموز با ماشین به خیابان مفتح رفتیم و جلوی ورزشگاه شهید شیرودی پیاده شدیم و وارد ورزشگاه شدیم و روی سکو نشستیم.
اواسط مراسم باران گرفت و پرچم ایران را روی سرمان گرفتیم و برنامه زودتر هم تمام شد و برگشتیم.آن روز خوشحال بودم که زمین فوتبال را از نزدیک دیدم.بعد عاشق فوتبال شدم و عکس فوتبالیست ها را جمع می کردم . بعضی از عکس ها را از گالری آتوسا و تعدادی را هم از بهلولی می خریدم و همه اینها در خیابان ورزنده اتفاق می افتاد و بین من و همان زمین فوتبال،فقط یک دیوار فاصله بود.به تدریج از فوتبال فاصله گرفتم تا امروز که فقط تیم ملی برایم معنا دارد و مهم است.
اما امروز زنان ما برای تماشای فوتبال به ورزشگاه رفتند و مسابقه را تماشا کردند و من خوشحالم از این که اتفاق رخ داد و زنان ما این مستطیل سبز را دیدند و مسئولان هم دیدند که قدم آنان برای فوتبال ما سبز بود.
قدر این قدوم سبز را بدانید.