من و آریا از اول اسفند در قرنطینه بودیم. آریا فقط درس می خوند و بازی می کرد و من هم کتاب می خوندم و هر کاری که سرگرمم کنه تا خسته نشم.حتی خونه مامانم هم نرفتم .راستی تلفن هم یکی از وسایلی بود که باعث شد حوصله ام خیلی سر نره.
کتاب شرح اسم را زمستان پارسال شروع کردم و بالاخره 15 خرداد تمومش کردم. به نظرم از نویسنده ای مثل هدایت الله بهبودی بعید بود که این قدر تو کارش اشتباه و اشکال داشته باشه ،خلاصه این کتاب را خیلی سخت خوندم اما در این بین کتاب های دیگری هم مثل "احتمالا گم شده ام" سارا سالار و "من پیش از تو " جوجو مویز را هم خواندم البته کتاب "زنان پرده نشسن و نخبگان جوشن پوش " را که یکی از کتاب های قدیمی است و البته توقیف هم شد، خواندم.نکته این است که این کتاب آخر را یک بار خوانده بودم و حالا مرور شد.بعدا در مورد این کتاب بیشتر می نویسم.
"سه نقطه "حسین انتظامی هم کتاب دیگری است که مشغول خواندن آن هستم.
فیلم و سریال هم می بینیم اما نکته دیگر این که به خاطر این کرونای لعنتی ،من که سال های سال سحر خیز بودم ، تا ساعت 7و نیم می خوابم و این باعث می شه از کارهام عقب بمونم.
یه چیز دیگه این که به خاطر کرونا ،شکمو بودن آریا وتعطیلی رستوران ها کلی آشپزی کردم ، حتی غذاهایی را هم که قبلا درست نمی کردم ، حالا درست می کنم و راستش یک بار هم نون لواش پختم.
باورم نمی شه این همه کمالات را از سر کرونا تجربه کردم.
مردم دوباره به خیابان ها ریخته اند و دوباره کرونا داره اوج می گیره و من دوباره خانه نشینی را ترجیح می دهم.