بوسه بر ماشین
از وقتی کرونا اومده ، خیلی کم از خانه بیرون می روم. اصلا می شه گفت که عملا خانه نشین شده ام. چه کسی و چه چیزی می توانست مرا خانه نشین کند. قطعا هیچ چیز و هیچ کس و فقط زور کرونا در این زمینه به من چربید.
امروز بعد از مدتها رفتیم تا برای آریا خرید کنیم.هدست و هارد و سشوار و ریش تراش و وسایل شخصی .تقاطع مفتح پشت چراغ قرمز بودیم. پسر17،18 ساله ای با ابر و شیشه شویش به سمت ماشین آمد. شهراد اشاره کرد که نیازی به پاک کردن شیشه نیست.پسر با حالتی خاضعانه خم شد و بوسه ای به کاپوت ماشین زد و گفت ، دشتی دهم به ما بدهید واگر چه شهراد خیلی از این کارها خوشش نمی آید اما نمی دانم چه شد که به آن جوان پول داد و باز هم اشاره کرد که نیازی نیست شیشه را پاک کند.چراغ سبز شد و آن پسر هم لابه لای ماشین ها گم شد.
وقتی پسر بوسه ای به کاپوت زد، اول باورم نشد. بعد آریا گفت چرا ماشین را بوسید؟قلبم درد گرفت.تمام مدتی که بیرون بودیم حس خوبی نداشتم. هر چیزی که می خریدیم آن پسر جلوی چشمانم بود.پسری که برای 5هزاتومان بوسه ای بر کاپوت ماشین می زند.
به همه لعنت فرستادم. به پدر و مادرش. به زمانه . به خودم. به زمین و زمان . به دولت و وزرای دروغگویی که این روزها در مجلس وعده و وعید می دهند. درست در همین زمان که شما در مجلس برای به دست آوردن صندلی وزارت می جنگید ، در همین نزدیکی ، پسری به خاطری 5هزار تومان به ماشین های مردم بوسه می زند.
هنوز قلبم درد می کند.راستی قلب کدامیک از شما مسئولان ، برای این همه مردم که پر از رنج است ، به درد می آید؟!