تجربه تلخ

صدای ضد هوایی....پشت سر هم

ترس و دلهره

یاد روزی افتادم که صدام لعنتی جنگ را شروع کرده بود.صدای انفجار مهیب.صدایی که برایم تازگی داشت اما بعد،بارها و بارها تکرار شد...

آن روز را فراموش نمی کنم و امروز را...

این دومین تجربه تلخی است که از ناامنی در این شهر و این سرزمین دارم.

خدایا هموطنانم را مصون بدار...

پیچ خوردگی

نمی دونم، دیشب تو خواب کجا رفتم. صبح که از خواب بیدار شدم دیدم مچ پام پیچ خورده!

از صبح نمی تونم راه برم از درد...